چهارشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۸۸، ۰۹:۳۶ ب.ظ
آپاراتی دشمن
راننده آمبولانس بودم در خط حلبچه، یک روز با ماشین بدون زاپاس رفته بودم جلو شهید و مجروح بیاورم. دست بر قضا یکی از لاستیکها پنچر شد.
رفتم واحد بهداری و به یکی از برادران واحد گفتم: آپاراتی این نزدیکیها نیست؟ مکثی کرد و گفت: چرا چرا. پرسیدم: کجا؟
جواب داد: لاستیک را باز کن ببر آن طرف خاکریز (منظورش محل استقرار نیروهای عراقی بود) به یک دو راهی می رسی، بعد دست چپ صد متر جلوتر سنگر فرماندهی است. برو آنجا بگو مرا فلانی فرستاده، پسر خاله ات! اگر احیانا قبول نکرد با همان لاستیک بکوب به مغز سرش ملاحظه منرا نکن.
از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی
۸۸/۰۸/۲۰
2تا پیشنهاد برات دارم:
1) با تبادل لینک موافقی؟
اگه دوست داری لینکت کنم منو با این عنوان لینکم کن و بعد خبرم کن تا لینکت کنم:
WwW.DavoodOnline.Ir
عنوان: "داوودآنلاین مرجع ترفندهای موبایل،سیم کارت،کامپیوتر و..."
2)اگه میخوای آمار سایتت بره بالا و رتبه ی سایتت توی گوگل بره بالا و بازدیدکننده هات زیاد بشه و بازدید سایتت بطور چشم گیری افزایش پیدا کنه و دوست داری لینک توی صدها سایت پربازدید به نمایش در بیاد کد لینک باکس مارو در ویرایش قالب خود کپی کن و بعد لینک و هنوان لینکتو برای ما ارسال کن تا ما بعد از دیدن باکس خود در سایت شما لینک شمارو ثبت میکنیم
ولی اگه کد باکش در داخل سایت شما نباشه لینک شما ثبت نمیشه
WwW.BoxOnline.4-u.ir
امیدوارم روی پیشنهادات من خوب فکر کنی و هر دو پیشنهاد رو قبول کنی
موفق باشی
به امید فردایی بهتر
یا علی